الشيخ المنتظري
193
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« و خطّة فصل » ; اگر « خطبة » باشد يعنى او صاحب خطبه اى است كه بين حق و باطل را فاصله مىاندازد ، و اگر « خطّة » باشد به معناى خصلت و روش است ، يعنى او خصلت هايى دارد كه حق و باطل را جدا مىكند . هر دو معنا صحيح است . دعا در مورد خود و ديگران « اَللَّهُمَّ اجْمَعْ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُ فِى بَرْدِ الْعَيْشِ ، وَقَرَارِ النِّعْمَةِ ، وَمُنَى الشَّهَوَاتِ ، وَاَهْوَاءِ اللَّذَّاتِ ، وَرَخَاءِ الدَّعَةِ ، وَمُنْتَهَى الطُّمَأْنِينَةِ ، وَتُحَفِ الْكَرَامَةِ » ( خدايا جمع كن بين ما و او در زندگى خوش ، و نعمت جاويد ، و آرزوهاى مطلوب ، و خواسته هاى لذّت بخش ، و آرامش فراوان روحى ، و نهايت اطمينان ، و ارمغانهاى بزرگ . ) اين جملات دعايى است در مورد خود ما . مىفرمايد : خدايا بين ما و او را جمع كن ، يعنى ما در قيامت با آن حضرت محشور شويم « فى برد العيش » در زندگى خنك ; مقصود از خنك در اين جمله زندگى گواراست . « و قرار النّعمة » و در جايى كه نعمتش ثابت است . نعمت هاى دنيا از دست رفتنى است ، بالاخره از دست انسان مىگيرند گرچه لب گور و موقع مرگ باشد ، ولى نعمت هاى آخرت هميشگى و دائمى است . اينها صفتهاى بهشت است . « و منى الشّهوات » ، « مُنى » جمع « مُنْية » به معناى آرزوهاست ، « شهوات » جمع « شهوة » به معناى ميل است ، « منى الشّهوات » يعنى در جايى كه آرزوها و خواسته ها برآورده مىشود . اين شهوتى كه اينجا حضرت امير ( عليه السلام ) بيان كرده اند غير از شهوتهاى دنيايى است ، گرچه شهوات دنيا هم در حدّ و اندازه و از راه مشروع لازم است و انسان بايد دنبال آن برود ، شهوت هميشه بد نيست ; اگر خدا قوّه شهوت را در انسان قرار نداده بود ، انسان شهوت غذا نداشت و مىمرد ، شهوت جنسى نداشت و نسل بشر منقرض مىشد . پس نيروى شهوانى لازمه بشر و هر حيوانى است ، ولى در انسان بايد تحت كنترل عقل و شرع باشد . در آخرت هم